پنجشنبه، دی ۲۸، ۱۳۹۱

بیش از یک سال است که هیچی برای این جا ننوشته ام. قبلش هم خیلی نمی نوشتم ولی  سردرگمی و کلافگی این یک سالم را از این ننوشتن بیشتر فهمیدم. حتی یادداشت های روزانه ام هم خیلی پراکنده تر و خلاصه تر و بی حوصله  تر شده است. همان چند پست ناچیزی هم که قبلا روی فیس بوک می نوشتم، مدت هاست که تعطیل شده است. یک جور نگرانی از خود افشاگری همیشه مانع از راحت نوشتنم می شود. شاید مرتب خواندن وبلاگ فیروزه گلسرخی کمکم کند چون او به نهایت می تواند خودش را نقد کند و درمورد همه ی فکرهایش بنویسد و یک خودافشاگر واقعی است. حتی وبلاگ های دوستان را هم این یک سال خیلی خیلی کم خوانده ام، وبلاگ فیروزه (گلسرخ) و تخت شماره دوازده.

هیچ نظری موجود نیست: