این اولین نوشته ای است که این جا می گذارم. قبل از آن که وبلاگم را بسازم( البته یکی از دوستان برایم ساخت ) فکر می کردم که چقدر حرف هایی دارم که دوست دارم این جا بنویسم. ولی حالا چند روز از درست شدن این وبلاگ می گذرد و نمی دانم دقیقا چه چیزهایی هست که دلم می خواهد بنویسمشان . شاید گذاشتن این یادداشت به عنوان اولین مطلب بیهوده باشد ولی گاهی یادآوری این بیهودگی کارهایی که می کتم برایم انگیزاننده است.
۱ نظر:
سلام
من یه برگ خشکم. دنبال یه دفترچه م که بضی وقتا - نه خیلی - صاحبش بازش کنه منو در بیاره بذاره رو میز بگیره جلو نور یا فقط نیگام کنه بعد دوباره بذاره سرجاش. چون یه جوری م که خیلی به چشم نمیام جراتشم ندارم برم سراغ دفترچه هایی که ورقاشون قدیمی و خوش بو ه . داشتم از جیب یه آدمی در میومدم که اینجا رو دیدم. وقتی خوابش برد رو نوک شاخه م اومدم اینجا.
ارسال یک نظر